مأخذ شناسی جامع فقه اسلامی(پنج جلدی)


مأخذ شناسی جامع فقه اسلامی(پنج جلدی)

نویسنده: محمّد نورى

ناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی(وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی)

تهیه: پژوهشکده فقه و حقوق

چاپ دوم: 1396

شمارگان: 500 دوره

قیمت(دوره): 400000 تومان

سخنى با خواننده(رئیس پژوهشکده فقه و حقوق)

فهرست‏ نويسى آثار نويسندگان اسلامى سنتى است ديرپا كه دانشوران كتاب‏شناس و رجالى از زمان تدوين كتب ومصنفات انجام مى ‏داده ‏اند. ضرورت چنين كارى، علاوه بر جنبه پراهميت حديث‏ شناسى در كتاب‏هاى غالباً حديثى نامبرده در فهرست ‏ها، كمك به حفظ تراث ارزشمند فرهنگى و علمى جامعه دينى است. تراث علمى بخشى از هويت جامعه است كه رشد و پيشرفت علمى در بستر آن رخ مى ‏دهد.

معروف‏ترين، معتبرترین و كهن‏ ترين فهرست موجود از آثار دانشمندان اسلامى در فرهنگ غنى اماميه كه اكنون از پرمراجعه‏ ترين منابع رجالى هست، كتاب فهرست اسماء مصنفى الشيعة نوشته احمد بن على بن عباس نجاشى اسدى كوفى (372 ـ450 ق)، معروف به رجال نجاشى است. وى در مقدمه كتاب از آثار ديگرى در موضوع كتاب، در زمان خود خبر مى ‏دهد كه از نظر او كامل و جامع نيستند.[1]

كتاب الفهرست ابوجعفر محمّد بن حسن طوسى(385 ـ 460 ق) نيز نمونه ديگرى از آثار معتبر و پركاربرد در اين زمينه است. كتاب گرانسنگ الذريعة تأليف مرحوم شيخ آقابزرگ تهرانى(1293ـ 1389ق) در دوران معاصر نيز تداوم ‏بخش همان سنت ديرينه است.

تهيه مأخذشناسى كه در آن آثار علمى فهرست و به گونه‏ هاى مختلف دسته‏ بندى علمى شوند، يكى از اهداف پژوهشكده فقه و حقوق در اوايل تأسيس در سال1374 بود. تهيه و نشر چند مأخذشناسى از جمله مأخذشناسى قواعد فقهى، مأخذشناسى مسائل مستحدثه پزشكى، مأخذشناسى بيمه و مأخذشناسى تاريخ و فلسفه فقه نمونه ‏هايى از تلاش براى تحقق اين هدف بوده است. در اين مأخذشناسى‏ ها، اطلاعات موضوعى و ارزشمندى از آثار موجود در حوزه موضوع مأخذشناسى تا زمان تهيه آن به محققان و علاقه ‏مندان داده مى ‏شود.

ذهنيت تهيه مأخذشناسى جامعه فقه اسلامى در همان سال‏هاى آغازين تأسيس پژوهشكده فقه و حقوق شكل گرفت.
حجم عظيم كار و بى‏ سابقه بودن آن و تلاش پژوهشكده براى فدانشدن كيفيت در پاى سرعت، عمرى تقريباً به درازاى عمر پژوهشكده را براى اين پروژه رقم زد. البته فترتى چند ساله هم عارض شد. در چند سال اخير با همت گروه دانش ‏هاى وابسته فقه در پژوهشكده، انجام كار سرعت و كيفيت مناسبى پيدا كرد.

ابتدا و در آن دوران كه هنوز نرم‏افزارى بودن منابع رواج امروزى را نداشت، نشر كاغذى مأخذشناسى جامع فقه اسلامى مد نظر بود؛ اما به تدريج و با رواج مراجعه محققان علوم اسلامى به نرم ‏افزارها و امكانات فراوان كاربرى پژوهشى در آن و غيرضرورى شدن نشر كاغذى بر آن شديم نشر اصلى كار به صورت نرم‏افزارى باشد.

در اين مسير طولانى، دوست دانشور و پرتلاش، جناب مستطاب آقاى محمّد نورى با كوله‏ بارى از دانش و تجربه در كتاب ‏شناسى آثار اسلامى در مركز ثقل كوشش‏ ها و زحمات چندين ساله قرار داشته است. ايشان اين كار را با همكارى چندين نفر دستيار، مشاور، ناظر و... كه در مقدمه از ايشان ياد شده، به انجام رسانده است. پژوهشكده از ايشان و همكارانشان صميمانه سپاسگزارى مى‏ كند. نظارت و پى‏ گيرى انجام دقيق، به موقع و مطابق ارزيابى‏ هاى پروژه، در گروه دانش ‏هاى وابسته فقه، توسط همكار پردقت پژوهشكده و عضو هيئت علمى آن گروه، حجت‏ الاسلام والمسلمين آقاى عليرضا فرحناك صورت گرفته است. پژوهشكده از ايشان و مديران محترم گذشته و فعلى اين گروه به ترتيب حجج اسلام والمسلمين آقايان حسنعلى على‏ اكبريان، مدير فعلى گروه فلسفه فقه پژوهشكده كه نظارت علمى و محتوايى نرم ‏افزارى مأخذشناسى رابر عهده داشته ‏اند و محمّدعلى خادمى كوشا قدردانى به عمل مى ‏آورد؛ همچنين از رئيس محترم اداره نرم ‏افزارى و اطلاعات پژوهشگاه جناب آقاى مهندس محمّد پهلوانى و همكاران ايشان در آن اداره كه زحمت نرم ‏افزارى كردن مأخذشناسى را با همه مشكلات بر عهده گرفتند، تشكر مى ‏نمايد.

همكاران و نقش ‏آفرينان ديگر اين پروژه به قرار زير هستند:

1. ارزيابان همه يا بخشى از مأخذشناسى: فاضل ارجمند جناب آقاى مهدى سليمانى آشتيانى كه از اول تا آخر مأخذشناسى را به تفصيل ارزيابى كردند و بر اساس رأى و تكفر ايشان اصلاحات فراوانى اعمال گرديد. حجج اسلام والمسلمين آقايان رضا مختارى، محمّدكاظم رحمان ‏ستايش، حسين ديبا، رضا اسلامى (اسفنديارى) و على ‏اكبر زمانى ‏نژاد بخش‏ هايى را نمونه ‏وار ارزيابى كردند.

2. حروف‏چينى و صفحه‏ آرايى: جناب آقاى فخرالدين جليلوند كه با زحمات زياد، كار پيچيده حروف‏چينى و صفحه ‏آرايى حجم بزرگ مأخذشناسى را به انجام رساند.

3. شوراهاى پژوهشى و مديران پژوهشكده: علاوه بر جلسات متعدد شوراى مديران پژوهشكده كه در ساليان متمادى با حضور مدير محترم پروژه مأخذشناسى يا بدون حضور ايشان برگزار شده است، دو جلسه مفصل شوراى پژوهشى براى بررسى كلى و تصويبِ طرح نرم ‏افزارى آن با حضور اعضاى شوراى مديران شامل مديران پيش گفته و حجج اسلام والمسلمين آقايان رضا مختارى، محمّدهادى يعقوب‏ نژاد، دكتر محمّد صالحى، مدير گروه مسائل فقهى ـ حقوقى پژوهشكده و نيز رئيس پيش ‏گفته اداره فناورى و اطلاعات پژوهشگاه برگزار شده است.

4. كارشناسان گروه و دفتر پژوهش: پيگيرى انجام پروژه عظيم مأشناسى در مدتى طولانى زحمت زيادى را بر دوش مسئولان دفتر پژوهش پژوهشكده و كارشناسان آن و نيز كارشناسان گروه گذاشت. از همه سروران نام‏برده و ساير همراهان اين پروژه صميمانه سپاسگزارى مى‏ كنم.

سيف ‏اللّه‏ صرامى(مدير پژوهشكده فقه و حقوق)

مقدّمه(نویسنده)

اهميّت "كتابشناسى" به عنوان كتاب مرجع و زيربناى تحقيقات بر اهل پژوهش و جويندگان حقيقت پوشيده نيست . نياز به اين مهمّ در فقه اسلامى بيشتر خودنمايى مى‏ كند. زيرا فقه اسلامى، گسترده ‏ترين دانش در ميان علوم اسلامى و نزديك ترين علم به زندگى فردى و حيات اجتماعى مسلمانان است. اين دانش به عنوان يك نظام حقوقى اوّلاً بايد پاسخگوى نيازهاى حقوقى و شرعى ميليونها مسلمان در سراسر جهان باشد؛ دوم آنكه در رقابت با ديگر نظام هاى حقوقى معارض يا رقيب موفقيت داشته باشد. از سوى ديگر درباره قلمرو و گستره، مرزها و مبانى كارآيى و كارآمدى آن بحث و نقدهاى زيادى در ميان مسلمانان وجود دارد و از ميان همه اين بحث‏ ها، اگر سرافراز بيرون آيد، مى ‏تواند تداوم داشته باشد .

فقه اسلام بسان يك واقعيت علمى با پيشينه هزار و چهارصد ساله و مؤثر در نظام‏ هاى اجتماعى ، سياسى، اقتصادى و قضايى در اين كتابشناسى عرضه مى ‏شود؛ و اين مأخذشناسى بايد آينه تمام نماى قوت و ضعف ‏ها، افت و خيزهاى اين علم؛ همچنين صحت و سقم تحليل‏ ها، كارنامه فقيهان همه مذاهب اسلامى و بالاخره همه ابعاد اين دانش باشد. فعّال ساختن و كارآمدى فقه از طريق اطلاع‏ رسانى يك ضرورت است. در پى احساس اين ضرورت‏ ها بود كه اقدام به تأليف اين مأخذشناسى شد و اميد هست با عرضه آن بتوانيم به اهداف ذيل بهتر جامه عمل بپوشانيم:

راهنمايى تحقيقات فقهى در گزينش منابع؛ ممانعت از پژوهش هاى موازى و تكرارى؛ صرفه‏ جويى در وقت و هزينه و نيروى انسانى؛ شناسايى موضوع‏ هايى كه پژوهش نشده يا پژوهش هاى ناپخته در مورد آنها صورت گرفته است؛ ارزيابى كارنامه فقه و فقاهت در كشورهاى اسلامى در گذشته و حال، نيز در مقايسه با ديگر نظام هاى حقوقى.

اجراى اين اهداف به زمينه ‏سازى براى خلاقيت و ابداعات و نوآورى ‏هاى فقهى كمك مى‏ نمايد. بديهى است فقر اطلاعات "از آنچه داريم و آنچه نداريم" ،حصار و دور بسته‏اى ايجاد مى‏ كند كه محققين در يك فضاى محدود به اقتباس، رونويسى و كار تكرارى مى ‏پردازند.

اهداف مزبور با گردآورى و تنظيم اطلاعات تمامى دستاوردهاى مكتوب فقهى در همه كشورهاى اسلامى و غير اسلامى ميسر خواهد شد.

اين تحقيق مرجع مورد نياز مراكز آموزشى و پژوهشى فقه و حقوق در داخل و خارج كشور، كتابخانه‏ ها، اساتيد و دانشجويان رشته‏ هاى فقه و حقوق و ديگر علاقمندان فقه خواهد بود. از اينرو اين كتابشناسى و انتشار آن موجب تقويت پژوهش هاى جارى و آينده خواهد شد. و با معرفى تلاش هاى شيعى و غير شيعى، ايرانى و غير ايرانى در زمينه فقه، تعامل و تبادل فكرى را موجب شده و نهايتاً به اعتلاى فرهنگ ملّى و مذهبى منجر خواهد شد.

گرايش مذهبى: اين مأخذشناسى براى نخستين بار همه مذاهب اسلامى را در قلمرو دارد و تلاش كرده بدون پيشداورى و ارزش داورى، منابع همه مذاهب را معرفى نمايد. از ابتداى كار دو نگرش در اين زمينه مطرح بود. عده‏اى از مسئولان طرفدار تفكيك منابع مذاهب و عرضه منابع هر مذهب در هر مرحله بودند و مى‏ گفتند ابتدا منابع فقه شيعه كار شود و در چند جلد عرضه شود، سپس منابع فقه اهل سنت؛ و آنگاه مذاهب منسوخ شده كار شود.

مبناى استدلال اينان عمدتاً دو نكته بود: پروژه زودتر و سريع‏تر به ثمر خواهد رسيد، و قابل عرضه مى‏ گردد و دوم اينكه كاربران با منابع تفكيك شده مواجه ‏اند و اين تفكيك به آنها كمك خواهد كرد. اما كسانى هم بودند كه با جديت تمام، طرفدار عدم تفكيك مذهبى منابع و آوردن همه منابع در كنار هم بودند و مثل اين دلائل را طرح مى‏ كردند : بسيارى از كاربران نيازمند همه تجارب و همه دستاوردهاى علمى در همه مذاهب اند . مثلاً پژوهشگران ايرانى كه به تحليل ‏هاى احكام بانكدارى يا به نقد احكام پول و بهره، نيازمند مى‏ باشند، خواهان دست‏يابى به تجارب پژوهشگران الجزائرى و تونسى مى ‏باشند. از اينرو آوردن منابع در كنار هم كمك بزرگى به پژوهش‏ هاى فقهى است تا اولاً از همه تجارب و اطلاعات علمى بهره‏ مند شوند. دوم اينكه تعامل علمى بين همه پژوهشگران موضوعات فقهى ـ حقوقى پديد مى ‏آيد.

براى تأمين اين خاستگاهها، اين مأخذشناسى اطلاعات همه مذاهب و پژوهشگران را گرفته و با طبقه‏ بندى اطلاعات و ايجاد شبكه‏ هاى علمى، استفاده از منابع متنوع و متعدد را آسان نموده است و كاربرى و كارآمدى آن افزايش يافته است .

ادبيات آثار: اين مأخذشناسى فقط كتاب ها و مقالات تحليلى كه با ادبيات عموم مردم نگارش يافته را معرفى نكرده بلكه منابعى كه به زبان شعر و نظم است و نيز مآخذى كه با ادبيات تصنعى و معقّد تدوين شده، هم معرفى شده ‏اند. به شرط اينكه به مسائل فقهى پرداخته باشند.

لازم به ذكر است جريانى در تاريخ فرهنگى مسلمانان شكل گرفت كه به اُرجوزه نگارى مى ‏پرداخت و ارجوزه ‏هاى فقهى يك طبقه از مآخذ فقهى را تشكيل مى ‏دهند. همه اينها در قلمرو بوده ‏اند.

آثار دست نوشته: اساس اين مأخذشناسى، معرفى آثار چاپى است ولى در چند مورد جهت تكميل اطلاعات، مخطوطات هم معرفى شده ‏اند. مواردى كه به مخطوطات پرداخته شده عبارت است از: اگر دست نوشته‏ اى مبناى تصحيح و تحقيق اثرى باشد كه از جهاتى اهميت دارد، مشخصات آن دست نوشته معرفى شده است.

مورد دوم، فقهايى است كه اطلاعات آثار چاپى از آنها پيدا نكرديم و مجبور شديم، دستنوشته ‏هاى آنها را به اجمال معرفى كنيم؛ مورد سوم فقهايى است كه دست نوشته ‏هايى به آنها منسوب است كه چاپى آنها يافت نشد. در اين مورد، ابتدا همه آثار چاپى معرفى شده‏ اند و در آخر فهرست دست نوشته‏ ها بعد از سه ستاره آمده است تا كاملاً چاپى ‏ها از مخطوطات متمايز باشند. در همه اين موارد به آثار خطى شماره مسلسل نداده ‏ايم.

به هرحال در همه موارد و همه جاها اطلاعات دستنوشته ‏ها را نياورده ‏ايم و فقط در سه مورد فوق به خاطر ضرورت‏ هايى، اطلاعات مخطوطات را آورده ‏ايم. در مجموع حجم همه مخطوطاتى كه آورده ‏ايم نسبت به كل كار، بسيار اندك است ولى اطلاعاتى مى ‏دهد كه راه گشا است .

اطلاعات مخطوطات از فهرست ‏هاى نسخ و از منابعى كه اطلاعات نسخه‏ شناسى دارند اخذ شده است. و متن آنها مستقيماً ديده نشده است. چون اطلاعات نسخه‏ ها صرفاً جهت تكميل اطلاعات است و اهميت ذاتى ندارند.

دامنه و قلمرو: قلمرو موضوعى تحقيق عبارت است از: تاريخ فقه ؛مذاهب فقهى منسوخ و موجود ؛فلسفه فقه ؛ مسائل جديد و مستحدث؛ جامعه شناسى فقه و فقها؛ روش‏ شناسى فقه و فقها؛ قواعد فقه؛ كليات يا آثار مرجع مانند كتابشناسى، اصطلاح نامه ، همايش؛ فقه مقارن و فقه در مقايسه با نظام ها و علوم ديگر؛ نظام ‏هاى فقهى مثل نظام قضاء ؛نهادها و مراكز آموزشى، پژوهشى و ترويجى فقه ؛ شاخه ‏هاى اصلى فقه: فقه مأثور يا احاديث احكام، آيات الاحكام، فقه فتوايى و فقه استدلالى؛ ابواب فقه مثل حج و زكات.

اطلاعرسانى فقه با آمدن وسايل جديد مثل كامپيوتر و اينترنت تحولات جدى يافت. منابع و آثارى كه در اين زمينه هست مثل مقاله ‏اى كه به نقادى سايت‏ هاى فقهى مى ‏پردازد ، معرفى خواهند شد.

در دوره جديد، در كشورهاى مختلف، آموزش، پژوهش و ترويج فقه تخصصى ‏تر شده و مراكز زيادى به صورت دانشكده، پژوهشكده و.. .داير شده است. آثار درباره مراكز آموزشى فقه، مراكز پژوهشى فقه، سمينارها و نشست‏ هاى فقهى، كتابخانه‏ ها و گنجينه ‏هاى اسناد فقهى جزء قلمرو اين مأخذشناسى است. اما اصول فقه از قلمرو خارج است و برخى از عناوين مشترك مثل اجتهاد كه هم جنبه فقهى و هم جنبه اصولى دارد ، فقط جنبه فقهى آن مدّ نظر قرار خواهد گرفت و معرفى خواهند شد. برخى كتب اصولى هست كه بسيار شبيه فلسفه فقه است يعنى به مبادى فقه، روش استنباط فقها ، چگونگى اجراى اجتهاد توسط فقها ، موضوع‏ شناسى فقه و مثل اينها پرداخته ‏اند. اينگونه آثار در دوره معاصر در بين اهل سنت رواج بيشتر يافت. عده‏ اى از متفكران اهل سنت درصدد برآمدند اصول فقه را كارآمد كرده و از مباحث حاشيه ‏اى و بدون كاربرد تخليه و به مباحث مبتلابه و زيربنايى فقه آراسته سازند . به هرحال اينگونه منابع هر چند نام آنها اصولى است ولى بر اساس محتواى آنها معرفى خواهد شد.

فلسفه فقه از شاخه ‏هاى جديد است. البته مباحثى از اين دانش در گذشته مطرح بوده ولى به صورت يك علم، در اين دوره پيدا شد . مباحثى مثل تعامل فقه با ديگر علوم، زبان فقه، منطق فهم متون فقهى، كمال و جامعيت فقه و شريعت، مصالح و مفاسد به عنوان پشتوانه احكام و ثابت و متغير در فقه جزء مسائل فلسفه فقه است.

آثار درباره مسائل و مباحث فلسفه فقه رو به فزونى است و همه آنها در سراسر جهان شناسايى و در اين مأخذشناسى آمده ‏اند.

گاه در مورد تاريخ فقه و زيرشاخه‏ هاى آن مثل زندگينامه فقها ايراد گرفته ‏اند. به هرحال اين مأخذشناسى تاريخ فقه و شاخه ‏هاى وابسته به آن مثل زندگينامه و تراجم فقها، تحولات فقه در مناطق مختلف، طبقه‏ نگارى و ادوار فقه را مورد توجه قرار داده و آثار در اين باره را آورده است. زندگينامه ‏ها اغلب به رخدادها و حوادث شخصى، خانوادگى و عمومى فقيه مى‏ پردازد و ضرورتاً به آراء فقهى او نمى‏ پردازند. ولى نمى‏ توان گفت اين حوادث ربطى به فقه ندارد. زيرا همه اين مقولات شخصيت فقيه را تشكيل مى ‏دهند و فقيه مؤثر در آنها يا متأثر از آنها است.

درباره مآخذ مرجع فقهى مثل نرم ‏افزارهاى فقهى، نسخ فقهى يا نسخه ‏شناسى فقهى، نشريات فقهى، معجم ‏هاى فقهى، راهنمايى آموزشى فقه، دائرة المعارف ‏هاى فقه، سايت ‏هاى فقهى و اصطلاح نامه ‏هاى فقهى، فقط مواردى كه ويژه فقه بوده يا حداكثر ويژه فقه و اصول فقه بوده ‏اند معرفى شده ‏اند ولى مرجع ‏هاى عمومى يا تخصصى علوم اسلامى از قلمرو بيرون است.

نكته مهم ديگر اينكه فقط منابع مثل كتاب ، مقاله و پايان نامه معرفى شده ‏اند. براى نمونه اگر مقاله ‏اى درباره نشريات تخصصى فقهى بوده، معرفى شده است. ولى اين مأخذشناسى خود آن نشريه را در متن به عنوان يك مدخل نياورده است. البته به عنوان منبع از آن استفاده كرده و در بخش منابع معرفى كرده است.

دست ه‏اى از منابع كه به اسم منابع جامع فقه مثل موطأ مالك بن انس، الصحيح بخارى، المقنع ابن قدامه و الكافى كلينى هست كه مشتمل بر احاديث احكام يا فقه روايى يا فقه مأثور است. اين آثار غالباً غير از فقه ،شامل كلام هم هست. اما به  دليل اهميت و يا اينكه در عين فقهى، كلامى هم هست، معرفى شده ‏اند. البته برخى از آنها مثل من لا يحضره الفقيه، فقط فقهى است و مشكلى از اين نظر ندارند. ولى مواردى كه مشترك اند، چون مبنا و مبدأ دانش فقه محسوب مى ‏شوند و اهميت دارند، در قلمرو مى ‏باشند.

غير از منابع جامع كه بعضاً مشترك اند، مآخذ تراجمى و تاريخى و گزارشى مثل گزارش همايش ‏هاى يك شخصيت مثل همايش امام صادق(ع) يا همايش شيخ طوسى، صرفاً به مباحث فقهى نمى ‏پردازند و مباحث عمومى هم در قلمرو آنها است. البته برخى مورخين و فيلسوفان تاريخ مدعى شده‏ اند كه زندگينامه يك فقيه، جزئى از دانش فقه است يا همايش يك فقيه كه به زندگينامه او مى ‏پردازد بخشى از دانش فقه است. به هرحال همين جا متذكر باشيم كه اينگونه منابع را آورده‏ ايم؛ خواه به دليل اينكه جزئى از فقه‏ اند و يا اينكه پژوهشگران فقه به اين‏ها نياز مبرم دارند. از اين نظر بر ما خرده گرفته نشود.

آثار حقوقى اگر به نظام‏ هاى حقوقى مى ‏پردازند كه از فقه اخذ شده ، با نگاه حداقلى در قلمرو مى ‏باشند. برخى از كشورهاى اسلامى مثل عربستان و ايران(جمهورى اسلامى ايران)، حقوق جزاء ، حقوق قضاء و حقوقى مدنى خود را از فقه اخذ كرده‏ اند، به هرحال مواردى كه روشن و بيّن بوده آورده ‏ايم ولى موارد مشكوك را نياورده ‏ايم. همچنين آثارى كه به مقايسه فقه و حقوق جديد به عنوان معارض و رقيب فقه مى ‏پردازند و در زمره مطالعات تطبيقى و شيوه مقايسه ‏اى است، مى ‏آيند .

مواد گردآورى: مقالات،كتابها ،پايان نامه ‏ها ،جزوات و تحقيقات پنج عنصر سازنده اين كتاب شناسى است.كتابهاى چاپى جديد و سنگى معرفى خواهد شد ولى مخطوطات بعداً توضيح داده مى‏ شود. تمييز كتابهاى تحقيق نشده و يا اصلاً چاپ نشده از كتب چاپ شده راهنماى بسيارى از پژوهش ها است. از اين رو تلاش بوده كه اطلاعات مختلف يك اثر به ويژه اطلاعات مربوط به چاپ‏ها گردآورى شود. ذيل هر كتاب تحقيق‏ هاى متعدد يك اثر هم معرفى خواهد شد.

جزوات درسى از قلمرو خارج است و فقط جزوات مهم كه در زمره اسناد تلقى شده يا علميت آن زياد باشد در قلمرو است. رساله‏ هاى قديمى از نظر كتابشناختى ‏ها همانند مقالات است.

پايان نامه‏ ها زير نظر استاد تدوين مى ‏شود و استاد از اركان پايان نامه است. در پايان نامه‏ هاى فارسى در بخش سند، كلمه استاد آمده و بعد از آن نام استاد آمده است. البته نامى كه بلافاصله بعد از كلمه استاد آمده ، استاد راهنما است ولى نامى كه بعد از آن آمده استاد مشاور است. اما در پايان نامه ‏هاى عربى، كلمه اشراف در سند آمده است. از سوى ديگر، اين سمت در عناوين به صورت ناظر آمده است.

مآخذ احاديث احكام: در شاخه فقه روايى يا احاديث احكام يا احاديث فقهى آثار بسيار زيادى هست. اگر مى‏ خواستيم همه آثار را معرفى كنيم، بايد بيش از نيمى از اين كتابشناسى را به اين موضوع اختصاص مى‏ داديم و لاجرم از شاخه‏ هاى ديگر فقه منصرف مى ‏شديم. از اين رو به گزينش دست زديم و از اين منابع ، مدخل هايى كه به فقه نزديك‏ تر بود يا تأثير بيشتر داشت را آورديم. براى نمونه سنن يا مسانيد به عنوان اينكه سنن يا مسنداند، مورد توجه قرار نگرفت بلكه هر اثر كه بيشتر به فقه ارتباط داشت آورده شد. ملاك گزينش عبارت بود از:

در عنوان اثر، كلمه فقه؛ يا واژگان وابسته و زير مجموعه فقه وجود داشته باشد، آثار فقهى بنيان گزاران چهار مذهب فقهى، آثارى كه احاديث فقهى را جمع آورى و تنظيم و تبويب كرده ‏اند، منابعى كه موضوع آنها فقه يا موضوعات وابسته به فقه است.

نهادهاى فقهى: تصور عده‏اى اينست كه فقه يعنى احكام نماز و روزه؛ در صورتى كه اين ها بخشى از فقه است و فقه به عنوان يك دانش عريض و طويل با زندگى صدها ميليون مسلمان از گذشته و حال در ارتباط بوده و نظام‏هاى قضايى، سياسى و.. . را پشتيبانى تئوريك كرده و بالاخره در حيات فكرى و عملى مسلمانان بسيار مؤثر بوده است. بنابراين اين دانش در عمر يك هزاره و نيم خود، ابعاد و شعبه ‏هاى بسيارى پيدا كرده است. دانش‏ هايى جز فقه بوده‏ اند كه الآن چندان مطرح نيستند مثل علم خلاف و دانش‏ هايى جديداً در خانواده فقه قرار گرفته كه قبلاً نبودند مثل فلسفه فقه. اما يك شاخه مهم فقه نهادهاى آموزشى و پژوهشى و ترويجى فقه است. روحانيت و مرجعيت در اسلام متصدى فقه و فقاهت در ابعاد آموزشى، پژوهشى و تبليغى بوده است. البته روحانيت به ديگر علوم شرعى هم پرداخته ولى عمده فعاليت روحانيت و در رأس آن مرجعيت، فقه است. از اين رو مأخذشناسى منابع درباره روحانيت و مرجعيت را به صورت گزيده آورده است.

روش‏شناسى: اين دانش به صورت مستقل يا به عنوان جزئى از فلسفه فقه يا هر جايگاه ديگرى داشته باشد از رشته‏ هايى است كه در دوره معاصر بسيار مورد توجه قرار گرفت. مآخذ در اين باره دو گونه است: بررسى روش فقه در استنباط احكام؛ بررسى شيوه شخصيت‏ هايى مثل علامه حلى، ابن جنيد و شيخ طوسى است . دسته اوّل تخصصى و ويژه فقه است ولى دسته دوم شامل بررسى‏ هاى عمومى هم مى شود و صرفاً فقهى نيست؛ هر چند به نظريات و تلاش‏ هاى فقهى او هم مى‏ پردازد. هر دو دسته در قلمرواند. مگر اينكه روش‏ شناسى شخصيت ‏ها اصلاً به فقه نپرداخته باشند يا در عنوان آن دانش خاصى ذكر شده باشد. مثل روش ‏شناسى كلامى شيخ طوسى .

روش تحقيق: مبناى اين كتابشناسى رجوع مستقيم به منابع است؛ اما جهت دست يافتن به اطلاعات تكميلى يا اطلاعات تهذيبى به فهرستواره‏ ها، چكيده نامه‏ ها، كتابشناسى‏ ها و امثال اين ها مراجعه شده است. براى دست يافتن به اطلاعات بيشتر به مجله‏ هاى كتاب‏ گزار عربى و فارسى(و زبانهاى ديگر در حدّ ضرورت)از ابتداى نشر مجله تا پايان 1383 مراجعه شد. همچنين براى دريافت اطلاعات كتب به روش مستقيم ، كتابخانه‏ هاى مهم ايران مطالعه شده ‏است .

بعضى از كتابخانه ‏هاى خارج از كشور كه مستقيم ديده شده در فهرست پايان كتاب معرفى مى ‏شوند. اما بقيه كتابخانه‏ هاى خارج از كشور از روى فهارس و منابع موجود در ايران مطالعه شده ‏است. از باب مثال الفهرست (28 مجلد)حاوى اطلاعات سال هاى 1981 تا 1990در زمينه‏ هاى فقهى در مجلات كشورهاى عربى است و به عنوان يك منبع از آن استفاده شده است .

پيشينه : تاكنون چند عنوان كتابشناسى فقهى مستقل منتشر شده است. امّا هيچ كدام جامع اطلاعات يا مشتمل بر اكثر اطلاعات نيست . مشخصات برخى از آنها عبارت است از :

1 . كتابة البحث العلمى و مصادر الدراسات الفقهية . عبدالوهاب ابراهيم أبو سليمان.

2 . مقدمه‏اى بر فقه شيعه ، كليات و كتابشناسى. حسين مدرسى طباطبايى.

3 . تاريخ التراث العربى ، المجلد الأوّل، الجزء الثالث في الفقه . فؤاد سزگين.

4. Bibliography of Islamic Law

اين كتابشناسى ‏ها در جاى خود بس مغتنم است و قصد ناچيز شمردن آنها در ميان نيست ولى همانطور كه خود در مقدمه‏ ها نوشته ‏اند قصد استقراء تام نداشته و گزيده ‏اند. همچنين از اسلوب ‏هاى فنى و كارآمد جديد كتابشناسى عارى ‏اند، خصوصا از نوشته‏ هاى دوره جديد و مقالات تهى ‏اند.

گوناگونى فقها: پژوهشگران، مؤلفان و دانشمندان فقه همگى جايگاه، دانش و تخصص يكسانى نداشته و از جهات مختلف، تنوع و تكثر دارند ولى از خُردترين آنها كه يك مقاله كم حجم نوشته يا فقهاى بزرگى كه ده‏ها اثر دارند، همگى در ساختن بناى دانش فقه مؤثر بوده‏اند. اين مأخذشناسى فقط برجسته‏ ها را معرفى نكرده بلكه تلاشى جهت معرفى همگان است و براى اينكه حق كسى ضايع نشود به روش زير اقدام كرده ‏ايم:

فقهايى كه اثرى از آنها شناخته شده نيست و فقط در متون تاريخى به نام فقيه و دانشمند فقه از او نام برده ‏اند، غفلت نكرده ‏ايم و نامش را معرفى كرده‏ ايم اما ذيل او نوشته‏ ايم: اثرى از او گزارش نشده است.

اما شخصيت‏ هايى كه به اثرى چاپى از آنها دست نيافتيم، يا آثار آنها را به اجمال در متون تاريخى يا رجال معرفى شده ‏اند. اين شخصيت‏ ها همراه با مستند آنها و نيز فهرست اجمالى آثارشان معرفى شده ‏اند.

از اين رو فقهايى بوده ‏اند كه كتابهاى آنها بر اثر حوادث متعدد مثل آتش ‏سوزى كتابخانه‏ ها از بين رفته است. انصاف نيست نام آنها را از فهرست فقها كلاً حذف كنيم، اگر در سند معتبرى فقاهت و تخصص فقهى اينان تأييد شده يا از كتب آنان گزارش اجمالى در اختيار باشد، اين فقها به اجمال معرفى مى ‏شوند. يعنى اسم و تاريخ تولد و وفات و عناوين آثارشان به اجمال معرفى مى‏ شود. نيز سند درباره آنها معرفى مى ‏شود. همچنين فقهايى بوده‏ اند كه به جاى تأليف همه عمر و انرژى خود را روى تدريس و تربيت شاگرد گذاشته‏ اند. اين افراد هم به همان شيوه معرفى مى‏ شوند.

گزارش اجراى فقه: فقه دانشى مرتبط با تكاليف و وظايف مكلفين است. پژوهشگرانى هستند كه به اجراى احكام فقهى و مقولات فقهى در جوامع اسلامى پرداخته‏ اند. و مقالات يا كتابهايى درباره مثلاً اقامه نماز در جامعه اسلامى يا اجراى مراسم حج در ايام ذى الحجه نوشته ‏اند. اين آثار را نيز معرفى كرده‏ ايم چون نشانگر استقبال جامعه اسلامى از احكام فقهى و چگونگى اجراى آنها است. از جمله سفرنامه‏ هاى حج چون اغلب به گزارش اجراى مراسم حج پرداخته ‏اند، معرفى شده ‏اند. البته به موارد متيقن اكتفاء شده و موارد مشكوك را نياورده ‏ايم.

محدوده زبانى: اين پژوهش در دو حوزه زبان فارسى و عربى است، اما سه مورد زير در زبان هاى ديگر نيز جستجو خواهد شد:

1 . مقالات يا كتب عربى يا فارسى كه به زبان هاى ديگر ترجمه شده‏ اند، آن ترجمه‏ ها ذيل همان اثر آورده خواهد شد .
از باب مثال كتاب الاحكام السلطانيه ماوردى توسط
S.Keyzer به هلندى يا توسط Ostrog و E.Fagnan تحت عنوان LesStatus Gourernmentux به فرانسه ترجمه و منتشر شده است، اينها همه ذيل الاحكام السلطانيه آورده خواهد شد.

2 . آثارى به زبان‏ هاى اروپايى به ويژه انگليسى كه اصل منبع در يكى از كتابخانه‏ هاى ايران در دسترس بوده يا منبع اطلاعات آنها مثل CD شامل اطلاعات كتب فقهى در ايران در اختيار باشد.

متن كتاب تماماً بر اساس الفباى فارسى تنظيم شده است. از اين رو شناسه مدخل ‏هاى عربى و لاتين به فارسى آمده و اصل آنها در پاورقى آمده است. اما اطلاعات بعد از شناسه به صورت اصلى و بدون دستكارى آمده ولى ترجمه فارسى آنها در پاورقى آمده است.

تنظيم مواد گردآورى شده: كتابشناسى مانند هر علم و فن ديگر در حال پيشرفت و ترقى است. خبرگان اين فن در تلاش ‏اند با توجه به آخرين دستاوردها آثارى ارائه كنند كه طالبين و پژوهشگران در حداقل زمان و اسرع وقت و به سهولت به آخرين اطلاعات دست يابند. به منظور تأمين اين ويژگى از روش و سبك قاموسى(الفبايى)استفاده كرده ‏ايم.
در ابتدا قرار بود اين كتابشناسى موضوع ‏ها، نام پديدآورندگان ، عناوين نوشته‏ ها و ديگر داده‏ هاى اطلاعاتى را در يك شبكه منظم الفبايى پردازش كند
. اين شيوه على‏ رغم مشكل بودن در نگارش و تهيه ، كارآمدترين و مطلوب‏ترين نوع كتابشناسى است. ولى در عمل به دليل حجيم شدن بيش از اندازه اين كتاب تصميم گرفته شد كه فقط سرشناسه پديدآورنده داشته باشيم و مدخل ها زير نام پديدآورندگان چيده شوند. و نام ‏هاى پديدآورندگان، پس از مستندسازى شدن به ترتيب الفبا آورده شود. اما موضوعات و عناوين در پايان فهرست شوند. البته فهرست هشت ساله كيهان فرهنگى كه توسط خانم پورى سلطانى و دستيارانش در ظرف دو سال تدوين و منتشر شده است و چند اثر ديگر از مدل درهم كه سه نوع مدخل عنوان، نام و موضوع استفاده كردند و اين مدل در كتابشناسى ‏هاى بزرگ و كوچك قابل اجرا است و شيوه دوم هم در بسيارى از كتابشناسى‏ ها اجرا شده و تجارب گران سنگى پشتوانه آن است‌‌. ويژگى مهم اين شيوه اينست كه اطلاعات نخست ذيل نام پديدآورندگان طبقه ‏بندى مى ‏شوند. اين اطلاعات دو بخش دارند: اطلاعات آثار پديدآورنده، اطلاعات درباره پديدآورنده و در مرحله بعد مجموعه اطلاعات درباره يك اثر، زير همان اثر آمده است .

در مرحله سوم اطلاعات موضوعى است كه در پايان كتاب به صورت ارجاعى، مجموعه سازى شده ‏اند.

بدنه اصلى را اطلاعات پديدآورندگان و آثار آنها تشكيل مى ‏دهد. به عبارت ديگر نام پديدآورندگان پس از مستندسازى شناسه قرار گرفته است و اطلاعات آثار آنها ذيل نام‏ ها قرار مى‏گيرد. فعاليت‏ هاى مختلف يك پديدآورنده به تفكيك آورده مى ‏شود.

نظم و ترتيب چينش اطلاعات به شكل زير است .

نام پديدآورنده :

نام پديدآورنده در قسمت شناسه به صورت مستندسازى شده و مطابق ضوابط بين المللى آورده مى ‏شود و جلوى آن اطلاعات تاريخى او مى ‏آيد. اما در پاورقى نام كامل و ديگر نام‏ هاى او ذكر مى ‏شود.

آثار تأليفى :

در اين قسمت فقط آثار مكتوب نويسنده اعم از مقاله ، كتاب و پايان نامه به ترتيب الفباى عنوان آورده مى‏ شود . براى تمايز و تشخيص مواد مزبور از علائم استاندارد استفاده خواهد شد. يعنى مقالات در «          »، كتابها با قلم ايتاليك، پايان نامه‏ ها با قلم سياه ، و جزوات با قلم سياه نازك. ذيل هر اثر تحقيق ‏ها، نقدها ، توصيف و معرفى هم خواهد آمد .

ديگر مشاغل:

نخست آثار قلمى و تأليفى نويسنده معرفى شد. در اينجا، سپس آثارى كه او در پيدايش آنها مشاركت داشته مثلاً آن را ترجمه كرده، مى ‏آيد. اين آثار زير شغل ثانوى مؤلف (مثل مترجم) جاى مى ‏گيرند. خود اين مشاغل به ترتيب الفبا مرتب مى ‏شوند . ترتيب اين عناوين اينگونه است: به كوشش، توصيف كننده و ناقد، خلاصه كننده، شارح و محشى، كتاب شناس،مترجم ، مصاحبه و ميزگرد، مقدمه ‏نويس، و مقرر مى ‏آيد. لازم به ذكر است تصحيح، تحقيق و احياء همگى زير به كوشش مى ‏آيند.

درباره:

تا اينجا آثارى كه پديدآورنده در پيدايش آنها نقش داشته، معرفى شده و از اينجا به بعد آثارى كه درباره شخصيت، افكار و آثار مؤلف است مى ‏آيند. آثار درباره سه بخش خواهند داشت: زندگينامه ابتدا مى ‏آيد، سپس مأخذشناسى و در مرحله آخر همايش مى‏ آيد.

زندگينامه شامل همه اطلاعات درباره زندگى، استادان و شاگردان، فعاليت ‏ها، خدمات، آراء و افكار و خلاصه هر نوع بررسى مربوط به زندگى خصوصى، اجتماعى و صنفى است.

ذيل هر منبع همه اطلاعات مربوط به آن، مانند چاپ ‏ها، تحقيق‏ ها، شرح‏ ها، نقدها و خلاصه‏ هاى آن به تفكيك معرفى شده است . اگر پديدآورندگان همه اين بخش ‏ها را ندارند. هر كدام و هر دسته را داشت مى‏ آيد .

مجموعه :

ذيل آثار تأليفى يا كل آثار يك پديدآورنده، اگر اطلاعاتى درباره مجموعه آثارش هست، اين مجموعه‏ ها به ترتيب الفباى عنوان معرفى مى ‏شوند .

البته مقالات يا رسائل فقهى اين مجموعه‏ ها در بخش آثار تأليفى يا آثارى كه در آنها مشاركت دارد معرفى مى‏ شود. البته سند آنها به اجمال مى ‏آيد. ولى در بخش مجموعه اطلاعات سند به تفصيل مى ‏آيند .

استفاده از منابع: همگان مى ‏دانند فقه اسلامى با اينكه از همه علوم اسلامى ارجح و حجيم ‏تر است ولى زيربناهاى مرجع‏ نگارى آن واقعاً ضعيف مى‏باشد. اصطلاح‏ نامه تخصصى نداريم، البته چند اثرى چاپ شده ولى تكافو نمى ‏كند يا جامع نيست؛ مستند مشاهير فقيهان نداريم، نمايه ‏سازى تخصصى فقه نداريم. تراجم‏ نگارى تخصصى(Whos Who)فقها نداريم. به عبارت ديگر مبانى كه مأخذشناسى با تكيه بر آنها بايد سامان پذيرد، در دست نيست. از اين رو در بخش تراجم مجبور بوديم به منابع مرجع يا مادر معتبر مثل دائره ‏المعارف ‏ها مراجعه كنيم و اطلاعات اين بخش را تكميل كنيم.
مشخصاً چند اثر معدود مرجع كه در فهرست منابع معرفى خواهد شد، مبناى اطلاعات فقها بوده و اطلاعات درباره مسائل شخصى فقها را از آنها اخذ كرده ‏ايم. زيرا وظيفه مأخذشناس مثلاً پيدا كردن سال تولد و وفات نيست و به عنوان اصل موضوعى از منابع ويژه بايد اخذ كند
.

مأخذشناسان معمولاً اطلاعات نسخه ‏شناسى، تراجمى ، كتابدارى ، نمايه ‏سازى ، اصطلاح نام ه‏اى و مستندسازى را به عنوان اصول موضوعه از منابع تخصصى دريافت مى ‏كند. اگر اشتباهى در اين منابع باشد ، اشكالى متوجه مأخذشناس نيست.

شماره پياپى: هر اثر يك كد يا شماره پياپى دارد كه با اين شماره شناخته مى ‏شود. از اينرو هر منبع يك مدخل محسوب مى‏ شود و در كنار آن شماره پياپى ثبت شده است مگر منابعى كه اطلاعات چاپ و نشر آنها را نداريم و فقط عناوين آنها از فهارس و كتابشناسى ‏ها اخذ شده و متن آنها مستقيماً مطالعه نشده است. اينگونه آثار بدون شماره پياپى و اجمالاً آمده ‏اند. محل قرار گرفتن آنها در چند جا است:

1ـ در مورد فقهايى كه هيچگونه اطلاعاتى از آثارشان نداريم، آثار اجمالى بعد از شناسه معرفى مى ‏شوند البته همراه با سند.

2ـ فقهايى كه اطلاعاتى از چند اثرشان موجود است ، آثار اجمالى بعد از ذكر اطلاعات همه آثار با فاصله سه ستاره مى ‏آيند.

توصيف و چكيده: فهرست نگاران و كتابشناسان، در دهه ‏هاى اخير، چكيده نويسى را گسترش داده ‏اند. توصيف و چكيده بسيار متنوع شده و تا پانزده نوع چكيده شناسايى شده است . يعنى براى هر هدف، چكيده خاص توليد مى‏ شود .
اما اين مأخذشناسى به دليل ويژگى‏ هايش نيازمند توصيف‏ هاى كوتاه و گويا بود
. آن هم نه براى همه منابع، بلكه منابعى كه به دليلى ابهام داشتند و كاربر نياز به اطلاعات افزون ‏تر دارد.

مآخذ كه عنوان و مجموعه اطلاعات مأخذشناسى آنها گوياى محتوا و مطالب آنها است، توصيف نگارى نشده ‏اند، اما منابعى كه ابهام دارند و مأخذشناسى آنها گويا نيست، توصيفى كوتاه عرضه شده است. اين نوع توصيف يا چكيده ‏ها به روش برجسته ‏نگارى توليد شده ‏اند. يعنى فقط تمايزهاى يك اثر و نكات بسيار مهم و برجسته آن عرضه شده است . اگر كاربران در توصيف‏ ها، ناهماهنگى و عدم يكدستى مشاهده كردند تمنا مى‏ كنيم به دلائل زير، اندكى به ما حق بدهند: اولاً تهيه چكيده و توصيف براى مثلاً چهل هزار مدخل در فرصت كوتاه و با امكانات اندك، كارى بس مشكل و سنگين است. دوم اينكه چون چند نفر به نگارش توصيف‏ ها اقدام كرده‏ اند، ممكن است در كار آنها يكدستى و يكسانى مشاهده نشود، البته از طريق توجيه چكيده نويسان و نيز ويرايش آنها، تلاش شده يكدستى حاكم شود. اما حجم زياد كار، تعدد چكيده ‏نويسان و نيز تنوع منابع از آثار مرجع تا آثار كم عمق ، زمينه‏ هاى فقدان تناسب و يكدستى را فراهم آورده است .
ضمن پوزش
، اميدواريم عذر ما را بپذيريد .

مستندسازى نام ‏ها: نام‏هايى كه شناسه مى ‏شوند و در ابتداى مدخل قرار مى ‏گيرند معمولاً در همه كتاب هاى مرجع، مستندسازى مى‏ شوند. يعنى با تغييراتى در صورت و ترتيب اجزاء نام، آن را به شكل استاندارد و جهانى درمى ‏آورند .
اين فرايند به«مستندسازى نام» مشهور است
. در اين مأخذشناسى چند هزار نام ايرانى ،عربى ،غربى و شرقى هست كه لزوماً مى ‏بايست تبديل به صورت مستعمل در فرهنگ آنها مى ‏شد. نام‏ هاى ايرانى را بايد به گونه ‏اى تنظيم مى‏ كرديم كه براى فرهيختگان و پژوهشگران مأنوس مى ‏بود. از اين رو اگر فردى چند نام داشت، نام اشهر و معروف‏تر آن ابتداى مدخل قرار مى ‏گيرد. اما اگر به جاى آن، نام مستعار يا لقب ‏ها و كنيه‏ هاى ناشناخته يا كمتر متداول قرار مى ‏گرفت، موجب گمراهى كاربران و زحمت آنان مى ‏شد.

يكى از دشوارى‏ هاى اين پروژه سامان‏دهى و مستندسازى چند هزار نام بود. به دليل كميت زياد نام‏ ها و نيز به دليل تنوع جهانى آن به طورى كه از اكثر كشورهاى جهان، نام داريم، و اينكه هر نقطه از جهان قواعد و ضوابط خاص خود را در زمينه مستندسازى دارند، و مهم‏تر همين تعدد و كثرت قواعد در مستندسازى و گاه تعارض كشورها بر سر برخى نام‏ها است. از اين‏ ها گذشته، نام ‏هاى حقوقى خود بر مشكلات مى ‏افزود.

به هرحال با پشت كار و دقت فراوانى كه گروه مستندسازى از خود نشان دادند، تمامى نام ‏هاى اين پروژه را سامان دادند و هم اكنون مى ‏توان ادعا كرد اين پروژه علاوه بر مأخذشناسى مشتمل بر يك دوره نام نامه فقهاى مسلمان و اطلاعات جنبى آنها است.

در باب ضوابط و قواعد چند كتاب مرجع، مبناى كار بوده است :

ـ مداخل الاسماء العربية القديمة، شعبان عبدالعزيز خليفه و محمّد عوض العابدى

ـ مداخل المؤلفين العرب إلى عام 1215، فكرى زكى الجزار

ـ الاسماء الاستنادية للمؤلفين السعوديين، مكتبة ملك فهد الوطنية، ادارة الفهرسة والتصنيف

ـ مداخل المؤلفين والاعلام العرب، ناصر محمّد السويدان و محسن السيد المرينى

ـ معجم المطبوعات العربية والمعربة، يوسف اليان سركيس

ـ فهارس اعلام كشف الظنون، احمد شمس الدين

ـ الدليل الشامل لمراجع العرب، سعود بن عبداللّه‏ الجزينى

- Concise Biographical Companion to Index Islamicus, by Wolfgang Behn

نام ‏هايى كه شناسه شده، به دو صورت اصلى و ارجاعى آمده‏ اند. اما صورت‏ هاى مختلف يك نام و صورت كامل آن يا ترجمه آن به زبان‏ هاى ديگر در پاورقى آمده و شناسه به آن رفرنس داده شده است. ديگر ضوابط نام مستندسازى ذيلاً عرضه مى‏ شود:

1ـ كلمه سيد كه در مستند مشاهير كتابخانه ملى حذف شده، در اين پروژه مورد توجه است. چون تشخيص سيد بودن مشكل است و بى ‏جهت نمى ‏توان اين لقب را به كسان داد. از اين رو دقت شده كه حداقل قرينه ‏اى وجود داشته باشد اما اگر هيچ قرينه ‏اى نداشتيم، كلمه سيد را نياورده ‏ايم.

2ـ در مواردى كه دو يا چند نام مشابه وجود داشت، اگر قرينه و اماره‏اى در دست بود كه دلالت بر يكى بودن مسماى اين نام ‏ها داشت، مدخل ‏هاى زير آنها و اطلاعات آنها ادغام مى ‏شد. اما در صورتى كه قرينه و دليل نداشتيم، به صرف شباهت الفاظ و حروف نام‏ ها، ادغام نمى ‏شد.

3ـ شخصيت‏ هاى متعدد كه نام‏ هاى واحد و مشابه دارند، تلاش شده، نام‏ ها متمايز باشند يا حداقل تاريخ تولد و مرگ آنها ذكر شود.

به هرحال مأخذشناس، نام‏ هارا به صورت اصل موضوعه از مرجع‏ هاى تخصصى مثل مستند مشاهير اخذ مى ‏كند و خودش موظف به عمليات اجتهادى در اين زمينه نيست ولى به دليل فقدان آثار مرجع تخصصى در زمينه فقهاى مسلمان مجبور بوديم خودمان كار كنيم. از اين رو در بين چندين ده ‏هزار نام ممكن است در چند نام اشتباه شده باشد و همين جا از كاربران محترم پوزش خواسته و از ايشان مى‏ خواهيم با نظريات انتقادى خود راهنمايى فرمايند.

4ـ يك نكته مهم اينست كه گاه بين منابع اختلاف هست، مستند مشاهير، نام اشهر يك فرد را، چيزى نوشته ولى دائرة المعارف بزرگ اسلامى نام اشهر همو را چيز ديگرى دانسته است. مهمتر اينكه در عرف فقها و جامعه فقهى، نامى را اشهر دانسته ولى در منابع موجود، چنين نيست و بين عرف فقهاء و منابع اختلاف هست.

اما رويه و روش ما در ثبت و ضبط نام ‏ها چند لايه ‏اى است . نخست دائرة المعارف بزرگ اسلامى را ملاك و مبنا قرار داده‏ ايم. زيرا اين دائرة المعارف گروه ويژه فقه دارد و روى نام‏ هاى فقهى كارشناسى انجام داده ‏اند؛ بعد از دائرة المعارف بزرگ اسلامى به سراغ مستند مشاهير ايران رفته ‏ايم؛ بعد از آن در مورد نام‏ هاى عربى ، مستندسازى كتابخانه ملك فهد مبناى كار است ؛ اما اگر نامى در اين سايت نبود ، با بررسى ‏هاى سنجشى و آمارى ، ضبطى كه بسامدى بيشتر داشت ، اخذ شده و مبنا قرار گرفته است . براى يافتن بسامدى ضبط ‏ها به منابع مختلف ياد شده مراجعه شده است .

در باب منابع لاتين Index Islamicus و چند كتاب ضميمه و مستدرك آن مرجع اصلى بوده است . البته ضوابطى كه در كتابهايى مثل مستند مشاهير به آنها تصريح شده يا تصريح نشده ولى مى‏ توان از رويه كارى آنها استنباط و اتخاذ كرد بسيار راه گشا بوده است.

نمايه موضوع ‏ها : بر اساس تجربيات موجود در اصطلاح نامه ‏ها و منابعى مانند سرعنوان هاى فارسى به نمايه ‏سازى فقه پرداخته و از طريق مدخل ‏هاى موضوعى به نيازهاى پژوهشگران پاسخ داده شده است . از اين رو كاربران از طريق موضوعات هم مى‏ توانند به خواسته ‏هاى خود برسند. البته اطلاعات موضوعى در متن جاى نمى‏ گيرد بلكه اطلاعات موضوعى به صورت دو فهرستواره الفبايى و رده‏اى در پايان مى ‏آيد . اين فهرست ‏ها از طريق شماره‏ هاى پياپى به متن مرتبط مى ‏باشند .

علائم و نمادها: براى تمايز اطلاعات از علائم استاندارد و مورد قبول استفاده خواهد شد. پاره‏اى از اين نمادها بدين گونه است :

ـ تاريخ هاى شمسى بدون نماد و تاريخ قمرى با "ق" و تاريخ ميلادى با "م" مشخص شده است .

ـ مقالات با «          » و كتابها و عنوان مجلات  با خط مورّب (ايتاليك) و پايان نامه‏ ها با خط سياه ضخيم و جزوات با خط سياه نازك مشخص شده است .

ـ تاريخ وفات همراه با "در" يا درگذشت و تاريخ تولد همراه با "متولد" نمايش داده شده است.

ـ مدخل‏ هاى فارسى بدون علامت و مدخل‏ هاى عربى با "ع" و مدخل ‏هاى ديگر زبان ها با نوشتن خود آن زبان جلوى آنها با فاصله يك نقطه مشخص شده است. البته مدخل ‏هايى كه زبان آنها گويا بوده يا قرائنى دال بر زبان آنها داشته، از آوردن علامت خوددارى شده است .

در مورد علائم بين فيلدها كه جهت تفكيك آنها به كار مى‏ رود. مثل علامت بين محل چاپ و ناشر اين علائم محصور در ويرگول، نقطه ويرگول، نقطه و دو نقطه است.

اولاً تلاش شده اين علائم از آثار متعارف و استاندارد كتابشناسى مثل ايندكس اسلاميكس و فهرست مقالات فارسى اخذ شود . يعنى با مطالعه اينگونه كارها، الگوبردارى شده است. دوم اينكه تلاش شده يكدستى بر كل كار حاكم شود. اما به دليل حجم زياد كار و عدم تصويب بودجه كافى براى ويرايش، گاه عدم يكدستى مشاهده مى ‏شود كه بسيار اندك است .

شبكه سازى: تلاش كرديم، مدلى انتخاب كنيم كه كارآيى زيادتر داشته باشد و پژوهشگران موضوعات فقهى مورد نظر خود را در حداقل وقت ممكن به دست آورند.

يكى از ويژگى‏ هاى اين مدل ، شبكه ‏اى كردن اطلاعات است . شبكه‏ اى بودن داده ‏ها به معناى گرد هم بودن اطلاعات به طورى كه يكديگر را توصيف و پردازش كنند ، است . به عبارت ديگر پراكندگى اطلاعات مربوط به هم ، آنها را گنگ و نامفهوم مى‏ سازد ولى جمع و مرتبط بودن اطلاعات آنها را گويا مى‏ نمايد .

شبكه‏ سازى اطلاعات از مهمترين تكنيك ‏هاى پردازش اطلاعات در دوره جديد است و اساسا نظام‏ هاى اطلاع رسانى رايانه ‏اى بر اصل شبكه‏ سازى اطلاعات استوار است .

اهل فن آگاهى دارند كه مرتبط سازى (شبكه ‏سازى) اطلاعات تا چه اندازه مشكل است ، امّا به كمك افراد متخصص و مدد الهى به سامان رسيد.

در اين فهرستواره اطلاعات موضوعات كلى و جزئى در اين نظام پردازش شده است . موضوع هاى كلى مانند فقه شيعه تا موضوعات بسيار خُرد مانند حقوق زن در ازدواج متعه در فقه زيدى همگى اطلاع‏ رسانى شده است .

به منظور تسريع در اطلاع‏ رسانى نظام ارجاعات نام ها و نيز راهنماهاى موضوعى و فهرست واره عناوين و اعلام، تدوين شده است .

براى نمونه نام مفيد ، محمّد بن محمّد داراى اين ارجاعات است :

ابن المعلم  مفيد ، محمّد بن محمّد

شيخ مفيد  مفيد ، محمّد بن محمّد

محمّد بن محمّد بن النعمان  مفيد ، محمّد بن محمّد

همچنين كليدواژه ‏ها به مدخل‏ هاى متن از طريق شماره مدخل ارجاع داده شده‏ اند. و اصطلاحات مترادف به مدخل اصلى ارجاع داده شده است. مانند :

كالبد شكافى

تشريح  كالبد شكافى

آناتومى  كالبد شكافى

تكرار اطلاعات: گاه بين كتاب مرجع و كتاب معمولى خلط مى ‏شود. كتاب‏هاى معمولى يك سير منطقى بايد داشته باشند و در هر مقطع از اين سير، مباحث گذشته تكرار نشود. به هرحال تكرار در اين آثار مذموم است. زيرا خواننده به مطالعه همه اثر، از ابتدا تا انتها مى ‏پردازد. يا بايد بپردازد و تكرارها، موجب اتلاف وقت او مى‏شود.

اما كتابهاى مرجع اينگونه نيست. خواننده يا كاربر فقط براى يافتن پاسخ پرسشى به آن مراجعه مى‏ كند و فقط يك قسمت خاص از آن را مطالعه مى ‏كند. اساساً كسى نمى ‏تواند و لزومى ندارد، كتابهاى مرجع مثل دائرة المعارف بريتانيكا يا كتابشناسى مثل اينديكس اسلاميكس را از ابتدا تا انتها بخواند و مطالعه كند. اگر هم چنين كارى انجام دهد، كار بيهوده ‏اى كرده است. از اين رو هر مدخل از مرجع‏ ها، در حكم يك كتاب است و در اين مدخل تكرار و تكرار مطالب نبايد وجود داشته باشد. ولى ممكن است در دو يا چند مدخل مطالب تكرار شوند. البته تكرار تمامى مطالب امكان‏پذير نيست ولى تكرار برخى اطلاعات نه تنها مذموم نيست بلكه ضرورى است.

همين تكنيك در مأخذشناسى حاضر رعايت شده است. و پاره‏ اى اطلاعات در حدّ لزوم و نياز تكرار شده است.
حكمت و علت اين تكرارها اين ست كه تلاش شده هر مدخل يك مجموعه كامل باشد و كاربر را اقناع و ارضاء نمايد و او را از مراجعه به جاهاى ديگر بى ‏نياز نمايد
.براى مثال، اگر اطلاعات درباره جنبه فقهى شيخ طوسى كامل باشد، كاربر ارضا شده و نيازى نيست وقتش مصروف شود تا به جاهاى ديگر مراجعه نمايد. يعنى اطلاعات تأليفات فقهى،شرح‏ ها، ترجمه ‏ها، تعليقه‏ ها، استدراك‏ ها ،تقريرات ، همايش‏ ها، كتابشناسى ‏ها و زندگينامه ‏هاى او بايد كامل باشد و كاربر يكجا همه اين اطلاعات را پيش رو داشته باشد.

بر اساس اين حكمت، يك كتاب كه درباره شيخ طوسى نوشته شده حداقل در دو جا آمده است يكى ذيل نام مؤلف آن و دوم ذيل نام شيخ طوسى در بخش زندگينامه شيخ.

خلاصه اينكه عده ‏اى با ذهنيت منابع عمومى به داورى كتب مرجع مى ‏پردازند و مثلاً ممكن است كسانى درباره اين مأخذشناسى مدعى باشند اين تكرارها صحيح نيست، در حالى كه روش اعمال شده در اين مأخذشناسى مطابق ضوابط و قواعد و همچنين ضرورت مأخذشناسى است.

تفكيك مشاغل پديدآورندگان: يك اثر علمى مثل يك مقاله با اجراى چندين تخصص پديد مى‏ آيد و نهايى مى ‏شود . نخست مؤلف دست به كار شده و به تأليف مبادرت مى‏ ورزد، در مرحله بعد ويراستار ،مترجم ، مصحح و امثال اين ها ممكن است در ساختن و پرداختن آن دخالت و اهتمام داشته باشند.

از سوى ديگر وقتى اثر عرضه و چاپ شد، كسانى با تخصص‏ هاى مختلف ممكن است به آن بپردازند، براى مثال، ناقدى ،آن را نقد كند؛ فرد ديگرى براى آن توصيف بنويسد؛ فرد سومى آن را تلخيص كند؛ متخصص ديگرى آن را شرح نموده و يا بر آن حاشيه بنويسد.

به هرحال براى خلق و توليد يك اثر ، تخصص ‏هاى مختلف به كار گرفته مى ‏شود و از سوى ديگر براى پردازش‏ هاى بعدى و به عبارت ديگر افزايش قابليت مصرف آن در فرهنگ‏ هاى مختلف ، مجدداً چندين شغل و تخصص به كار گرفته مى ‏شوند.

اين مأخذشناسى، كارهايى كه روى يك اثر از ابتدا تا انتهاء كار شده را به تفكيك و ذيل عناوين مشخص معرفى كرده است. در اينجا عناوين و تابلوهايى كه بيانگر كار ويژه ‏ها روى يك اثر است معرفى مى‏ شود:

در مقام پديد آوردن و خلق اثر، اين مشاغل و تخصص‏ ها فعاليت دارند ؛ به عبارت ديگر كسانى كه به توليد آثار علمى مى‏ پردازند اين حيثيت‏ها و تخصص ‏ها به كار گرفته مى ‏شود :

تأليف/ مؤلف

تصحيح و تحقيق/به كوشش قابل توجه اينكه ذيل (ذيول)، مستدرك و تكميل و تتميم و اسم فاعل آنها همگى با عنوان به كوشش معرفى شده ولى در توصيف اثر به نوع كوشش اشاره مى ‏شود .

ترجمه / مترجم

تقرير / مقرر

نقد و توصيف / توصيف كننده و ناقد

تلخيص / خلاصه كننده

شرح / شارح

حاشيه / محشى

كتابشناسى / كتابشناس (مأخذشناسى / مأخذشناس)

اما بعد از توليد يك اثر ، ديگران درباره آن اثر ممكن است اين فعاليت‏ ها را اجرا نمايند :

ـ نقد و بررسى

اگر نقد و بررسى در پرانتز باشد يعنى مدخل بالاسر آن كه نقد شد، وجود ندارد و به اطلاعات آن دست نيافتيم.

ـ ترجمه

ـ تلخيص

ـ تصحيح

ـ تكميل

ـ حاشيه

ـ شرح

ـ كتابشناسى

ـ فهرست راهنما

ـ مجموعه ‏سازى

اين ده عنوان، گوياى فعاليت‏ هايى است كه ديگران درباره يك اثر انجام مى ‏دهند. براى نمونه كتابى چاپ شده است و فردى آن را شرح مى‏ كند، فرد ديگرى آن را تلخيص مى ‏كند و...قبلاً مشاغل مؤلف بيان شد. ولى فعاليت‏ هايى كه درباره مؤلف هست عبارتاند از :

ـ درباره نگارى شامل تراجم نگارى، نقد افكار ، شرح و تبيين انديشه

ـ مأخذشناسى شامل تدوين مقاله نامه و كتابنامه است و اطلاعات آثار منتشره پديدآورنده را عرضه مى ‏كند.

ـ همايش

اين سه نوع فعاليت را ديگران در عرصه مؤلف اجرا مى ‏كنند. اين مأخذشناسى، هم اطلاعات آثار را در مراحل مختلف و نيز اطلاعات مؤلف را هم در مرحله تخصص ‏ها و كاركرد خود مؤلف و هم فعاليت‏ هاى درباره او را طبقه ‏بندى و عرضه خواهد كرد.

گستره دانش فقه: از بين علوم اسلامى هيچ كدام به اندازه فقه وسعت و گسترش ندارد. تصور بفرماييد، يك كتاب مثل المكاسب نوشته شيخ مرتضى انصارى با اينكه نسبتاً متأخر است ولى صدها حاشيه، شرح، خلاصه، تحقيق، راهنما و غيره دارد. آوردن اطلاعات همه اين آثار به صورت مشبك و طبقه ‏بندى شده، واقعاً بسيار شاق و دشوار است. گاه اطلاعات يك اثر به ده ‏ها صفحه مى ‏رسد. از سوى ديگر ابعاد و شاخه‏ هاى خود دانش فقه هم وسعت بسيار دارد؛ مذاهب موجود و منسوخ مثل شيعه يا مالكيه هر يك بسيار وسيع است؛ احاديث احكام و فقه روايى خود دامنه بسيار گسترده دارد؛ تلاش‏ هايى كه براى تبديل فقه به نظام حقوقى شده، بسيار است و در اين عرصه مثل نظام قضايى و نظام سياسى آثار بسيار نوشته و عرضه كرده‏ اند؛ بهرحال هر جاى اين دانش را انگشت بگذاريم، وسعت بسيار و گاه بى‏ حد و حصرى دارد و گردآورى اطلاعات منابع در اين زمينه و تنظيم آنها واقعاً دشوار است.

دانش فقه مثل ديگر دانش ‏ها سه مرز انسانى، مفهومى و مكتوبات دارد اما در هر يك از اين ابعاد فقه بسيار گسترده ‏تر است. يعنى در بُعد انسانى فقها، پژوهشگران فقه و پيروان فقه محدوديت‏ پذير نيست؛ در بُعد مفهومى، شاخه‏ هاى علمى اين دانش چندين برابر ديگر علوم است، و بالاخره در بُعد مكتوبات و آثار از قرن‏ هاى نخست اسلامى تاكنون هزاران كتاب، مقاله و رساله تأليف و عرضه شده است.

به هرحال اميدواريم مشكلاتى كه در اجراى چنين طرحى هست، منظور شود و داورى واقع بينانه ‏اى داشته باشند.

تشكر و تقدير: بر خود فرض مى‏ دانم از همه كسانى كه نام آنها در فهرست پديدآورندگان ذكر شده و در طول اين چند سال به گونه‏ هاى مختلف براى به سامان رسيدن اين مأخذشناسى تلاش كردند، تشكر كنم .

همچنين لازم است از مسئولان محترم مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى و بعداً پژوهشگاه فرهنگ و مطالعات اسلامى كمال تشكر شود كه در مراحل مختلف همراهى كردند.اين پروژه در دوره رياست آقاى مهدى مهريزى در واحد فقه و حقوق (پژوهشكده فقه و حقوق كنونى) تصويب و آغاز شد. پس از ايشان آقايان كاظم قاضى زاده، احمد مبلغى و سيدضياء مرتضوى مسئوليت اين پژوهشكده را بر عهده داشتند و همه آنان با مساعدت‏ هاى فراموش نشدنى به پيشرفت اين پروژه كمك كردند. به ويژه اغلب اين آقايان پس از يك دوره مسئوليت در پژوهشكده فقه، رياست كل پژوهشگاه را بر عهده داشته‏ اند. اين پروژه نخست در گروه مأخذشناسى(مديريت گروه بر عهده كاظم رحمان ستايش) شكل گرفت ولى بعداً پرونده آن به گروه «دانش ‏هاى وابسته به فقه»رفت. مدير اين گروه آقاى على اكبريان در سال هاى اخير، تلاش‏ هاى بسيارى در پيشبرد پروژه داشت مجدداً از ايشان تشكر مى ‏شود.

در پايان: اميدوارم توانسته باشيم، اين وظيفه را به خوبى به پايان رسانده باشيم. توجه داريد كه پهنا و عمق اين پروژه، پانزده قرن و همه جهان است. زيرا دانش فقه در قياس با ديگر علوم اسلامى، گسترده ‏تر و فربه‏تر است و از سده اوّل قمرى تاكنون، در هر دوره هزاران دانشمند و پژوهشگر در عرصه آن فعال بوده ‏اند. هم اكنون در همه كشورهاى جهان حتّى در اروپا و امريكا، كرسى فقهى فعالانه در جريان مى ‏باشد.

همچنين مأخذشناسى فقه جامع تاكنون نداشته‏ ايم و اين نخستين پروژه در اين زمينه است و تجربه پيشينى وجود ندارد. نكته سوم مربوط به امكانات است. بودجه اين پروژه نسبت به كارهاى مشابه بسيار اندك بوده است. از ديگرسو ، مبانى علمى مأخذشناسى هنوز به بلوغ نرسيده است و قبلاً توضيح داده شد كه مثلاً مستند مشاهير فقها نداريم. به هرحال به اين دلائل، اگر كاستى هست، عفو بفرماييد؛ حتماً تذكرات شما در چاپ‏ هاى بعد اصلاح خواهد شد.

محمّد نورى (نویسنده)


[1] .   نجاشى، رجال نجاشى، ص 3.

منبع:

تاریخ خبر: 1396/10/27 چهارشنبه
تعداد بازدید کل: 384 تعداد بازدید امروز: 1
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 385
 
logo-samandehi

آدرس: قم - میدان شهدا - خیابان معلم   پژوهشکده فقه و حقوق
تلفن: 371160 - 025  داخلی 1364
ایمیل: feqh@isca.ac.ir

نقشه
ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

پژوهشكده فقه و حقوق
مجری سایت : شرکت سیگما